مــدرســـه ی مــامــان هـا

اینجا برای تربیت فرزندانمون همگی هم معلم هستیم و هم شاگرد!...

روش های علاقمند کردن به مطالعه؛ (قسمت آخر)

1392/9/12 6:30
نویسنده : یه مامان
2,194 بازدید
اشتراک گذاری

توانايى خواندن فرزند خود را نمى توانیم با قطعيت پيش بينى كنیم اما بهترين كارى كه مى توانیم انجام بدهیم اين است كه راه او را هموار كنیم تا بتواند به ادبيات و کتاب علاقه مند شود. در این مجموعه پنجاه روش برای علاقمند کردن بچه ها به مطالعه را بیان کردیم امیدواریم که این روش ها برای شما مفید واقع شده باشد و از همه ی شما مامان های عزیز به خاطر همراهی با این مقاله سپاسگزاریم...

 49- تفاوت هاى بين بچه ها را به رسميت بشناسيد

 به رسميت شناختن و احترام گذاشتن تفاوتها مى تواند شما و فرزندانتان را از ناراحتى هاى زيادى در امان دارد.

بعضى از والدين به تفاوت هاى ظاهرى يا تفاوت استعدادهاى هنرى فرزندانشان افتخار مى كنند اما همين والدين به سختى مى توانند قبول كنند كه رشد شخصيتى يكى از بچه ها سريع تر از رشد شخصيتى ديگرى صورت مى گيرد. اگر پسرتان نتواند خوب بخواند ممكن است به هر غريبه اى كه مى رسيد بگوييد:«وقتى خواهرانش اين سن بودند خيلى خوب كتاب مى خواندند»

اين گونه مقايسه ها هميشه تاثير مخرّب دارد. حتى اگر در حضور فرزندانتان اظهار نظر نكنيد، آنها اضطراب شما را حس مى كنند. كودكى كه به خواندن علاقه دارد كم رو مى شود و كودكى كه نمى تواند خوب بخواند احساس ‍ حماقت مى كند.

اگر كودكى به كلى از خواندن دورى كند ممكن است در يادگيرى، يك ناتوانى جزئى داشته باشد كه كار خواندن را مشكل و ناخوشايند مى كند. اگر احساس مى كنيد كه ممكن است چنين مشكلى وجود داشته باشد با معلم فرزندتان در اين باره صحبت كنيد. اما به خاطر داشته باشيد كه برخى از اين ناتوانى ها هرگز به طور كامل رفع نمى شود. ممكن است در مدرسه به فرزندتان توجه ويژه بشود و او نيز بياموزد كه اين نقص خود را جبران كند اما شايد هرگز نتواند آن طور كه شما مى خواهيد سريع بخواند و از خواندن لذت ببرد.

50-آرام باشيد

بين توجه فعال به دست آوردهاى فرزندانمان و به دست گرفتن كامل زندگى آنها تفاوتى وجود دارد. خط باريكى وجود دارد كه داشتن انتظارات بالا را از انتظارات غير واقع بينانه جدا مى كند. بسيارى از والدين از روى حسن نيت و براى ديدن موفقيت فرزندان خود، از اين خط عبور مى كنند و فرزندانشان را به اضطراب هاى فردى خود مبتلا مى كنند.

ممكن است مادر اين پيام ها را به صورت واضح بر زبان نياورده باشد اما کودک اين پيام ها را از او دريافت كرده است :

معلم تو نمى تواند به تو درس بدهد.

تو نمى توانى در مدرسه چيزى بياموزى .

تو بايد سريع تر بياموزى .

توموفق نيستى .

من مى دانم كه چه چيزى به نفع توست .

من خودم اين مشكل را براى تو حل مى كنم .

كار درست و حسابى خواندن است .

اگر فرزندتان نمى تواند با موفقيت بخواند طبيعى است كه مضطرب شويد. اما لازم است يك قدم عقب برويد، يك نفس عميق بكشيد و به علل عدم موفقيت فرزندتان بيانديشيد. شايد فرزندتان هنوز براى خواندن آماده نيست (مراجعه كنيد به روش 33). اكنون به پيام هايى كه شما مى خواهيد به فرزندتان بدهيد بيانديشيد:

تو مى توانى .

اگر به كمك نياز داشته باشى كمكت مى كنم .

خواندن لذت بخش است .

براى اين كه بتوانيد اين پيام ها را به فرزندتان منتقل كنيد بايد بتوانيد آرام باشيد. به فرزندتان تكاليف اضافى ندهيد. از كتاب ظنز مورد علاقه شان براى آنها بخوانيد. اگر نمره ى پايين گرفتند قشقرق به پا نكنيد.

با نشان دادن استفاده هاى عملى خواندن به آنها كمك كنيد اهميت خواندن را درك كنند(مراجعه كنيد به روش هاى 15و11).و مهم تر از همه اين كه با رفتار خود به آنها نشان دهيد: خود نيز براى لذت بردن بخوانيد.

جان گاترى ، استاد آموزش ، در تحقيق نشان داد كه مردم به دو دليل مى خوانند:

1-براى كسب دانش .

2-براى لذت و آرام شدن .

اگر به فرزندانتان نشان بدهيد كه از خواندن لذت مى بريد.

آنها نيز مى توانند از الگوى شما تقليد كنند اما اگر به آنها نشان بدهيد كه خواندن صرفا يك تكليف است كه بايد انجام شود، و صرفا به كارهاى درسى مربوط مى شود، يا بايد براى جلب رضايت شما بخوانند، فرزندانتان را از تجربه ى لذت درونى خواندن محروم مى كنيد.

اگر چنين كنيد فرزندانتان در نهايت هنگام خواندن چنان تنش خواهند داشت كه نتوانند با خواندن به آرامش دست يابند و هرگز به خواندن عشق نخواهند ورزيد...

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (9) مشاهده جعبه ارسال نظر
مامان پریسا
12 آذر 92 7:08
سلام صبح زیباتون پر از خیر و شادی. دیدم نوشتید قسمت اخر دلم گرفت اخه مطالب این بخش رو خیلی دوست داشتم. ایشالله بشه باز هم از این جور مطالب برامون بذارید. در مورد تفاوت بین خواندن در بچه ها الان یاد یه چیزی افتادم. یادمه بچه که بودم داداش بزرگم خیلی به مطالعه علاقه داشت و تعداد خیلی زیادی کتاب داستان در زمینه های مختلف داشت. خب به پیروی از اون من هم کم کم به کتاب داستان علاقه مند شدم..... اما داداش اخریمون ...... عجیب از کتاب فراری بود و هست یادمه براش کتاب داستان خریدم یه بار خوندش بعد گفت تموم شد دیگه نمیخوامش. و بدونه این که منتظر عکس و العمل یا جوابی از ما باشه کتابو پاره کردوقتی یاد اون خاطره میفتم یا براشون تعریف میکنم کلی میخندن...
یه مامان
پاسخ
سلام مامان مهربون صبح شما هم بخیر و شادی خیلی جالبه که دو تا داداش اینقدر با هم متفاوتن. ما هم زیاد از این موردها دیدیم. وقتی که دو تا برادر که از یک خانواده و با یک نوع تربیت هستند و هم جنس هم هستند، اینطور با هم اختلاف دارند، دیگه ببینید دو نفر از دو خانواده ی متفاوت هستند و قراره با هم زیر یه سقف زندگی کنند چقدر با هم فرق دارند. (صرفا جهت اطلاع!) مثالِ خیلی خوب و ملموسی زدین برامون. ممنون مامان عزیز پریسا
مامان پریسا
12 آذر 92 7:14
خب واضحه که خوندنی که از روی اجبار یا بدون علاقه باشه هیچ فایده ایی نداره مثل اینه که داریم به یه سخنرانی گوش میدیم که اصلا به زبان نیست...
یه مامان
پاسخ
بله ! دقیقا مثل همون لالایی های توی همایشی که در برنامه ی «صرفه جهت اطلاع پخش میشه»
مامان شاران
12 آذر 92 10:50
ممنونم مثل همیشه عالی
یه مامان
پاسخ
قابل شما رو نداشت. ممنون از لطفتون
مامان شبنم
12 آذر 92 12:27
سلام بسیار جالب بود ... ممنون از همه نکات قشنگی که برامون می نویسید ..
یه مامان
پاسخ
سلام مامان مهربون خواهش می کنیم، ممنون به خاطر حضور همیشگی تون
مامان پریسا
12 آذر 92 21:31
شبتون به خیر با توجه به پاسخی که به کامنت اولم دادید الان به یه موضوع دیگه هم پی بردم الان برادر زادم که دختر هم هست و بسیار هم دوستش داریم. علاقه ی خاصی به کتاب و درس و مدرسه و.... داره به طوری که جزئ بچه های نخبه هست و حتی سال قبل در المپیاد نجوم مقام اورده... میخوام بگم که شاید این مسائله ی علاقه مندی به مطالعه میتونه به راحتی از والدین به بچه ها منتقل بشه... مشخصه وقتی بچه ایی در خانواده ایی سال تا سال حتی یه مجله دست پدر و مادر نبینه ، چطور میتونه به کتاب علاقه داشته باشه؟ حتی اگر یه کتابخونه کتاب کودکان هم داشته باشه!!!!
یه مامان
پاسخ
وت شما هم بخیر دقیـــــــــقا همینطوره! کـــــــــــــــــــــاملا موافقیم
مامان یاسمن و محمد پارسا
13 آذر 92 9:31
خیلی مفید و جالب بودممنونم
یه مامان
پاسخ
خواهش میشه
مامان علی خوشتیپ
13 آذر 92 10:46
آخی...تموم شد؟ بعد تکرارشون کی هست؟ بعد اینکه سری دوش هم خواهد آمد آیا؟ اومدم بگم در مجموع تمام مواردی که تا حالا ذکر شد مهم ترین عامل الگو گرفتن از پدر و مادره که دیدم مامان پریسا هم به همین اشاره کردند مورد مقایسه رو هم در مورد تواناییهای بچه ها نه فقط خوندن کتبا موافقم و به عینه دیدم تاثیرشو... تا الان هیچوقت علی رو با کسی مقایسه نکردم و همیشه بهش تلقین کردم که میتونه بهترین باشه اگر بخواد ...همین باعث شده اعتماد به نفس علی خیلی بالا باشه(اوایل اینقدر خوب نبودا) مثلا از اوایل مهر با باباش میرفت بیرون برای آموزش دوچرخه سواری...باباها کلا کمی بی حوصله هستند...از اونجایی که بابای علی باهوش و بااستعداده توقعش از علی بالاست...علی خوب دوچرخه سواری نمیکنه و بابا عصبانی میشه و میگه من سن تو بودم خیلی بهتر میروندم...بعد از یه هفته من یه شب همراهشون شدم...علی دیگه علاقه ای به دوچرخه سواری نشون نمیداد و 5 دقیقه که با بدبختی میروند میگفت دیگه بسه نمیخوام منم وارد عمل شدم و با آرامش ایراداتشو گفتم و بهش گفتم همه اولش همینطوری بودند و کلی براش توضیح دادم که مطمئن باش بدون سختی کشیدن و تمرین کردن نمیتونی موفق بشی...میدونی من چندبار افتادم تا تونستم برونم...الانم برای بار اولت خیلی خوب روندی و خلاصه بیشتر از اینکه تمرینش بدم بهش اعتماد به نفس دادم کمتر از یک ماه از اون زمان میگذره و الان یه دوچرخه سوار حرفه ای شده...بدون دست میرونه...یه وری وایمیسه و میرونه(میتونید تصورش کنیید چجوری؟)خلاصش کلی قیافه میگیره برامون خیلی وراجی کردم ولی یه تجربه موفق بود برامون گفتم براتون بگم
یه مامان
پاسخ
بله خب تقریبا یکسال البته کمتر از یک سال از شروع این مجموعه میگذره قسمت اولش رو 16 بهمن سال گذشته توی مدرسه گذاشتیم و توی این مدت همه ی مامانها به خوبی با این مجموعه همراهی کردن و از همه ممنونیم. تکرارش هم هر وقت هست که شما اراده کنید و این مجموعه رو مرور بفرمایید سری دومش هم اگه ساخته شد میذاریم براتون! ممنون از تجربه ی قشنگی که برامون نوشتید، خیلی جالب بود و این نشون میده که چقدر تشویق و حرف های مثبت و امیدوار کننده توی پیشرفت بچه ها و حتی میشه گفت آدم بزرگا تاثیر داره و پیشرفت رو به کجاها میرسونه که فکر می کنم الان از خودتون هم اوستا تر شده باشه و چند وقت دیگه تک چرخ بزنه براتون؛ شاید هم میزنه و ننوشتید! یعنی فراموش کردید بنویسید...
یک عدد مامان
13 آذر 92 15:21
نکات جالبی بود فقط خدا کنه آدم به موقع یادش باشه و توو لحظه ی بحرانی بدونه چه واکنشی نشون بده! به قول شما حتی رفتار ما هم میتونه یه پیام منفی (یا برعکسش) به فرزندمون برسونه!
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز بله واقعا همینطوره که گفتید خدا کمکمون کنه که در هر لحظه بهترین ها رو انتخاب کنیم
مامان علی خوشتیپ
15 آذر 92 11:12
سلام خانم مدیرای گل متوجه شدم کدومو فرستادم.ممنون جواب دادید بله علی میخواد تک چرخ بزنه...ولی چون کمی کپله نمیتونه چرخ جلو رو بالا بیاره...آخه وزنشو میده جلو چرخ...اصن یه وضی
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز تصورش هم جالب و قشنگه؛ اگه به علی آقا باشه حتما در این زمینه هم تخصص پیدا میکنه. ما ممنونیم که زحمت میکشید