مــدرســـه ی مــامــان هـا

اینجا برای تربیت فرزندانمون همگی هم معلم هستیم و هم شاگرد!...

مسئولیت پذیری بچه ها (گفتگو با مشاور)

1392/10/23 10:42
نویسنده : یه مامان
2,318 بازدید
اشتراک گذاری

آقا و خانم به اتفاق تشريف آورده بودند. به نظر نمی رسيد مشکل خاصی بين خود آنها باشد. صميميتی عاشقانه و توام با احترام بين آنها احساس می شد که حس خوبی به من روانشناس مشاور می داد . حسی که می گفت بحمداله اين زوج زندگی خوبی را درکنار هم تجربه کرده و می کنند ...

آقای طهماسبی بعد از کمی ترديد بالاخره شروع به صحبت کرد .

- حقيقتش ما نمی دونيم بايد برای طرح اين مشکل پيش شما می آمديم يا نه؟ و بعد هر دو خنديدند . معلوم بود در بيان مشکل خود و اينکه تا چه حد اهميت مطرح کردن و مورد مشورت کردن قرار دارد ترديد داشتند. ادب حرفه ای حکم می کرد با خوشرويی منتظر بنشينم تا آنها آمادگی لازم برای بيان مشکل خود را پيدا کنند .

- خانم طهماسبی گفت: بگو ديگه منصور جون، مگه ما برای همين مسئله خدمت ايشون نيومديم؟ چرا آنقدر دست دست می کنی؟ اگه نمی تونی اجازه بده من بگم .

- نه عزيزم . اگه اجازه بدی خود ميگم. بعد رو به من کرد و گفت : ما يه پسر به نام ( برديا ) داريم ، الان حدود ده سالشه. خيلی بچه خوب و مودبيه. هوش خوبی هم داره و خدا رو شکر درسش هم خوبه . فقط يک مشکل کوچک داره که ما برای اون خدمت شما رسيديم .

- لطف کردين . اون مشکل کوچک چی هست؟

- خيلی بی خيال و بی بند و باره . البته درساش رو می خونه، اما بجز درس خوندن هيچ کار ديگه ای نميکنه. تختخوابش رو ما بايد مرتب کنيم. غذا رو ما بايد جلوش بگذاريم و بعد از خوردنش ما بايد از جلوش برداريم. خلاصه هيچ کار ديگه ای نميکنه يا اگر هم بکنه هر جا و هر وقت دلش بخواد يهو اون کار رو ول ميکنه و به يه چيز ديگه می پردازه. اصلا نميشه يک کار حتی خيلی ساده رو به او محول کرد. اولا که نمی پذيره و طفره ميره، اگه هم بپذيره يهو ميگه خسته شدم و اون کارو ول ميکنه. وقتی بهش ميگم چرا ول کردی؟ ميگه به من چه، دوست ندارم، حوصله ندارم، اصلا به من مربوط نيست، ول کن بابا حوصله داری. خلاصه طفره ميره و کاری ميکنه که اصلا يا بهش واگذار نکنيم يا اگر هم پذيرفت به اينکه اون کار رو تا آخر انجام بده اميد و اطمينانی نداريم. نميدونم، شايد هنوز سنش برای پذيرش کار مسئوليت کمه. نميدونم... به هرحال به اين دليل حضورتون رسيديم. بعد رو به همسرش کرد و گفت: راضيه جون اگه چيزی نگفته مونده شما اضافه کن .

- نه همه رو گفتی عزيزم.

- گفتم: اگه درست فهميده باشم ميخواين بگين برديا چندان مسئوليت پذير نيست.

- هردو با هيجان پاسخ داند: آره، آره، دقيقا همينطوره.

-  و راضيه در تکميل حرف های شوهرش منصور گفت : حتی درساش رو هم به ضرب خواهش و تمنای من و منصور ميخونه و فکر ميکنم اگه درخواست های مکرر ما نباشه نسبت به درساش هم احساس مسئوليت نداره و حتی نمره کم گرفتن و تجديدی و حتی مردود شدن هم چندان براش مهم نيست...

- عجب! پس پسر خوب شما با وجود همه حسن هايش ظاهرا مسئوليت پذيری در او شکل نگرفته و رشد نکرده.

- مگه بايد تا اين سن شکل می گرفته و رشد می کرده؟

- البته. مسئوليت پذيری شکلی از رفتار است که تدريجا از اوان کودکی بايد در فرد ايجاد شود.

- ممکنه بيشتر برامون توضيح بدين؟

- البته. مسئوليت پذيری در مفهوم عام يعنی پذيرش و انجام يک تعهد، کار يا وضعيت درحد توان و تا حد انتظار . اين که از چه سنی بايد اين ويژگی در فرد شکل بگيره بايد گفت از زمان شکل گيری زمينه های ادراکی کودک بايد با واگذاری امور ساده و دلنشين شکل بگيره. مثلا چقدر خوب است اگر پس از چند بار ياد دادن توام با تشويق، آب دادن به گلدان های درون خانه را به فرزند پنج ساله مان ياد بدهيم و با هر بار انجام صحيح آن، او را تشويق کنيم، گاهی اگر اين مسئوليت را فراموش کرد با خوشرويی به او انجام اين کار را يادآوری نمائيم و وقتی به انجام رساند ممنونيت خود و شاداب شدن گياهان از کار او را به وی گوشزد نماييم. اينکه چه کاری را به کودک با هر جنس و سن واگذار کنيم مثال های خيلی زيادی می توان آورد که اين يکی از موارد بود. پهن و جمع کردن ميز يا سفره غذا ، باز کردن درب، گذاردن کيسه زباله درمحل مناسب ، آب پرکردن پارچ درون يخچال، بايد بخاطر داشته باشيم نبايد وظيفه کودک را منحصر به درس خواندن نماييم، چون در آن صورت حتی در آن زمينه خاص نيز با مقاومت فرزندمان نسبت به کار يا وظيفه ای که روی آن تاکيد داشته ايم روبرو خواهيم شد. چون محول کردن يک وظيفه خشک ( درس خواندن ) کودک را خسته می کند. چه خوب است درکنار آن وظيفه، در انجام وظايف در ساير امور در حد توان او وی را سهيم کرده به او نقش اثر گذار واگذار کنيم. توجه داشته باشيم فرزندانی که بيش از حد حمايت می شوند درسنين بالاتر دارای عزت نفس کمتر بوده و ضمنا هرچه بيشتر از مسئوليت پذيری شانه خالی کرده از آن فرار ميکنند .

- منصور گفت : پس ما خيلی اشتباه کرديم.

- گفتم: زياد نگران نباشيد. علت اين بود که نمی دانستيد اما حالا که می دانيد از همين جا بايد تدريجا مسئوليت پذيری را دراو تقويت کرده رشد دهيد.

- چگونه؟

- از کارهای ساده و به اصطلاح زود بازده او را تشويق به امور و وظايفی ساده و کوتاه مدت نموده پس از انجام آن او را مورد محبت و ابراز رضايت قرار دهيد، تا تدريجا نسبت به وظايف مربوط به خود مسئوليت پذيری پيدا کند. برديا بايد در حد انتظار و توان امور مربوط به خود، خانواده خود و جامعه خود را عهده دار گردد، آراسته و متين باشد با نزاکت باشد، درس خوان باشد، به درخواست های پدر و مادر پاسخ درست بدهد و منطبق با خواسته های اجتماعی گام بردارد.

نویسنده: شادروان دکتر عباس داورمنش

مطلب مرتبط: مسئولیت پذیری در فرزندان

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (18) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مامان پریسا
22 دی 92 7:15
سلام صبح به خیر. با خوندن این مشاوره یاد مبحث های مربوط به دوره های مختلف رشد افتادم که 7 سال اول دوره ی حکومت بچه ها هستش و بعد با یک تولد دوباره وارد مرحله ی جدید میشن که باید بهشون یاد بدیم که یک سری وظایف رو به عهده بگیرن...... البته تا قبل از سن 7 سالگی بچه ها از اینکه مسولیتی رو بهشون بدن خیلی لذت میبرن و احساس میکنن کلی بزرگ شدن که بقیه دارن بهش اعتماد میکنن و کاری رو بهش واگذار کردن.... فکر میکنم اگر بتونیم از همین فرصت ها برای رشد حس مسولیت پذیریون استفاده کنیم خیلی خوب میشه . نه اینکه به بهانه ی بچه بودنش اونو از همه ی کارها کنار بذاریم....
یه مامان
پاسخ
سلام مامان مهربون وقت شما هم بخیر باشه موافقیم! پیوست صحبت شما باید بگیم که یه مامان باهوش می تونه به کودک زیر 7 سالش هم مسئولیت بده و هم رفتارش به گونه ای باشه که به پادشاهی اون لطمه ای وارد نکنه. الحمدالله مامان باهوش و فعال هم که کم نداریم
مامان پریسا
22 دی 92 7:17
الان وقتی پریسا یه کار کوچولو برام انجام میده که ما از اون خواته باشیم خیلی لذت میبره و بلافاصله میگه : مامان من دختر خوبی هستم... یا مامان من بزرگ شدم .... چنان حس برزگ بودن بهش دست میده که نگووو
یه مامان
پاسخ
عزیزم! خدا این دختر خوب و بزرگ رو به شما ببخشه.
یک عدد مامان
22 دی 92 12:25
سلام تا اونجایی که من شنیدم قبلنا یه پسر بچه ده دوازده ساله مرد خونه حساب میشد و شاید مسولیت خیلی از کارا به عهده اش بود ، ولی الان یه پسر 18 - 19 ساله اگه مامانش لباساشو نشوره و غذا براش درست نکنه رسما زندگیش فلج میشه! از این نمونه موارد به وفور اطرافمون پیدا میشه! شاید یکی از دلیلاش اینه که پدر و مادرا خودشون قبلا سختی کشیدن و حالا میخوان به هر نحوی که شده آسایش و راحتی برای بچه هاشون بخوان(نیت خوبیه ولی معمولا نتیجه مطلوبی به دست نمیاد) یه دلیل دیگه هم شاید این باشه که چون اکثرا پدر و مادرها شاغل هستن وقتی میان خونه خسته و بی حوصله هستن، میخوان بچه یه جوری سرگرم باشه و کاری به کار اونا نداشته باشه، و بخاطر همین وقتی میبینن بچه آروم نشسته و سرش به بازی با موبایل یا کامپیوتر گرمه کلی خوشحال و راضی میشن(یکی از دلایل انزوای بچه ها همین مورد میتونه باشه) حاظرن خودشون کارا رو انجام بدن تا اینکه بخوان در مورد نحوه ی انجام کار هی برا بجه توضیح بدن! یه دلیل دیگه هم هست و اونم اینه که شاید از ترس خرابکاری بچه ها بهشون مسولیتی نمیدن .یا اینکه حوصله ندارن بچه شون ناشیانه اون کار رو انجام بده و میگن تا اون بخواد از جاش بلند شه خودمون کار رو انجام دادیم رفته! حالا هر دلیلی داشته باشه اگه یه بچه مسولیت پذیر نباشه تا آخر عمرش هم خودش در عذابه و هم اطرافیانش رو عذاب میده
یه مامان
پاسخ
سلام مامان مهربون خدا کنه این شنیده هامون به زودی به دیده ها تبدیل بشن. همینطوره که گفتید، متاسفانه در بعضی از موارد، تمامی این دلایل باعث این امر میشن و والدین با امکانات زیادی که برای بچه هاشون فراهم می کنند، این نعمت بزرگ رو ازشون می گیرن.
مریم (مامان روشا)
22 دی 92 13:39
سلام وققتون به خیر
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز روشا وقت شما هم به خیر و شادی
✿مامان علی خوشتیپ✿
22 دی 92 15:51
سلام.ممنون بابت مطلبتون باید برای بردیا جان یه قرارداد مثل اونی که با علی بستیم میبستن البته با اینکه ما هم قرارداد بستیم و خیلی وقتا خیلی مسئولیتها رو به علی واگذار کردیم ،حتی خرید منزل ولی هنوز راضی نیستیم...باید حتما به علی بگیم فلان کار رو بکن تا انجام بده...اینجوری نیست که عادت شده باشه...نمی دونم مقتضی سنشه؟هنوز زوده براش که خودش تشخیص بده الان وقت انجام اون کاره؟(مثلا باید هرشب خودش زباله رو بذاره بیرون نه اینکه هر شی یادآوریش کنیم)یا ما خیلی ازش توقع داریم و یا باید هنوز سخت گیر تر بشیم...در کل با اینکه اون متن آبیه آخرو انجام دادیم ولی من هم حس میکنم حس مسئولیت پذیری علی کمه
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز علی بله قرار دادتون رو به خاطر داریم اگه یادتون باشه قبلا هم مطلبی در زمینه ی مسئولیت پذیری بچه ها داشتیم که آدرسش رو براتون میذاریم اگه فرصت کردید مرور کنید شاید نکته ای داشته باشه براتون. http://mamanschool.niniweblog.com/post843.php
مامان علی رضا
22 دی 92 18:28
سلام ببخشید من اینجا نظر گذاشتم آخه نمیدونستم کجا بگم خیلی سایت خوبی دارید من قبلا هم می خوندم ولی نظر نذاشته بودم فقط من یه کوچولوی 6 ماهه دارم خیلی دوست دارم همه مطالب راجع به این سن رو بخونم ولی تا میام بگردم وقتم تموم میشه(نی نی از خواب بلند میشه) اگه بشه یه جوری آرشیو بندی بشه که با توجه به سن باشه خیلی خوب میشه باز هم ببخشید موفققق باشییید
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز علی رضا خیلی خوشحالیم که به مدرسه ی خودتون تشریف میارید و مطالب مورد توجهتون قرار گرفته البته خیلی خیلی هم خوشحال میشیم که بتونیم از نظرات شما هم در کنار سایر دوستان بهره مند بشیم. درسته برای پسر گل شش ماهه ی شما مطالبی در مدرسه داریم که بر اساس سن دسته بندی نشدن و متاسفانه نی نی وبلاگ این امکان رو نمیده که یک مطلب رو در چندین دسته بندی ثبت کنیم و فقط می تونه یک موضوع داشته باشه و ما دسته بندی بر اساس موضوع مطالب رو ترجیح دادیم. ان شاالله سعی می کنیم در مدرسه ی جدیدی که خواهیم زد این نکته رو مد نظر داشته باشیم. اینکه گفتید پسرتون بیدار میشه تا میخواید مطالب رو پیدا کنید رو کاملا درک می کنیم فقط یک سئوال از شما داشتیم و اون اینه که به چه صورت مطالب مورد نظرتون رو در مدرسه جستجو می کنید؟ شاید بتونیم در این زمینه کمک و راهنمایی داشته باشیم
مامان فرنیا
22 دی 92 22:14
ممنون که به ما سرزدید خواهش میکنم خوشحال هم میشم اما برام جالبه بدونم کدوم خاطره دخترم بدرد نمکستان شما میخوره؟ منتظرم خواندن شیرین کاریهای دخترم هستم
یه مامان
پاسخ
خواهش میکنیم مامان عزیز، ببخشید سرمون یه کم شلوغه وگرنه دوست داریم که به وبلاگ های مامان های عزیز مدرسه بیشتر سر بزنیمممنون که اجازه دادید. دختر گلتون شیرین کاری که ماشاالله زیاد داره، با اجازه چندتاش رو انتخاب می کنیم میذاریم. احتمالا پس فردا میتونید این پست رو بخونید
مامان شبنم
23 دی 92 0:13
سلام امروز اصلا نرسیدم بیام انگار سر خانم معلما هم شلوغ بوده چون نظرات به روز نشدن و اما پست : به نظر من بچه باید از همون اول یه کارایی رو یاد بگیره این جوری بهتر می تونه در اینده مسئولیت های دیگه رو بپذیره اتفاقا امروز یه کتاب می خوندم نوشته بود برای بچه کارهای ساده تعریف کنید مثلا بگید سطل کاغذ باطله رو بیار اینجا خالی کن ببر بذار سر جای اولش . تجربه شخصیمون هم اینه که برای سفره انداختن ا مسیولیت بردن سفره تا هال رو دادیم به دختری که دیگه خودش میدونه و به موقع کنار کشوی اشپزخونه حاضر میشه . یه نکته دیگه متاسفانه بعضی مامانا رو دیدم زیادی روی همه چیز حساسن نیفته نریزه نشکنه ولی به نظر من بچه باید تجربه کنه من حتی جایی که میدونم فرش یا موکت هست به شبنم ظرفای شکستنی هم میدم روش گرفتن درستش رو هم یادش دادم که نندازه واقعا کوچکترین رفتار ما برای بچه ها و زندگیشون یه مسیر تازه و گاهی منفی ایجاد میکنه ببخشید طولانی شد
یه مامان
پاسخ
سلام مامان مهربون بعضی وقت ها همه چی دست به دست هم میده تا ما رو از نت دور نگه داره. عزیزم! بچه های کوچولو در حال کمک کردن خیلی خوردنی و بانمک هستند. مخصوصا وقتی که اصرار دارند همون کاری که انجام میدی رو به عهده بگیرن... کلا بچه ها خیــــــــــــــــــلی خوردنی هستند و خدا همه ی بچه ها رو حفظ کنه و شبنم عزیز رو هم به شما ببخشه.
مامان یاسمن و محمد پارسا
23 دی 92 2:46
سلام ممنون از پست مفیدتون منم با تشویق موافقم یاسمن کار خوبی که انجام داد تشویقش که می کنم میبینم خیلی تاثیر خوبی داره اما این یه مدته بعدا مثلا انتظار همون کار و ازش داشته اشم انجام نمیده میگه پام درد میکنه خسته شدم من کوچولوم دستام کوچولو خسته میشه انقد می گه تا عطای اون کار و به لقاش ببخشمحالا وقتی تشویق میشه خیلی دنبال کارای مثبته چند روز پیش دیدم تمام رختخوابها را قبل اینکه من برم قشنگ جمع کرده کنار اوپن فکر کنم می خواست بره بالا اوپن و خرابکاری وقتی رفتم اتاق به روی خودم نیوردم گفتم افرین یاسمن جون کمک مامان کردی رختخوابها را یه گوشه جمع کردی همینطور نگاه می کرد تغییر موضع داد و گفت بله مامان دخترا باید به مامانها کمک کنند و شروع کرد به جمع وجور کردن دور و ورش انقد قشنگ اتاق و مرتب کرد که خیلی لذت بردم کلا اونروز در حال کارهای خوب کردن بود اما از فرداش دیگه فراموش کرد با اینکه خیلی تشویقش کردم به باباشم گفتم کلی قربون صدقش رفتیم جایزه براش خریدیم اما یاسمن خانم یادش رفت البته گه گاهی کمک می کنه نمی دونم همین حدم خوبه برا ایندش یا نه
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز و دقیق و نمونه برخوردتون با یاسمن جان برای قضیه رختخواب خیلی جالب بود همونطور که می دونید یاسمن جان الان در سن سیادت و فرمانروایی هست و شما هم باید با ذکاوتی که به خرج میدید بهش مسئولیت بدید و در قبول مسئولیت ها حق انتخاب داشته باشه مثلا بپرسید که تو دوست داری توی سفره پهن کردن کمک مامان کنی یا جمع کردن سفره؟ تشویق هم خوب و موثر هست البته توجه داشته باشید که جایزه هایی که برای یاسمن جان در نظر میگیرید همیشه هم خریدنی نباشه و طوری هم نباشه که باعث بشه همیشه در قبال انجام کارهاش منتظر جایزه باشه. مثلا همون لحظه نباشه میتونید وقتی شب شد یک قصه ی قشنگ براش تعریف کنید و بعد بهش بگید که چون دختر خیلی خوبی بودی و به مامان کمک کردی این قصه رو برات تعریف کردم. براتون آرزوی موفقیت داریم
مریم (مامان روشا)
23 دی 92 11:27
ببخشد نظر من ارسال نشده
یه مامان
پاسخ
نه متاسفانه، نظر دیگه ای از شما نداریم