مدرســـــــــه ی مامان هــــــــــــــــــــــامدرســـــــــه ی مامان هــــــــــــــــــــــا، تا این لحظه 7 سال و 7 ماه سن دارد

مــدرســـه ی مــامــان هـا

تجربه ی موفق 30؛ چگونه فرزندم یاد گرفت بصورت مستقل بخوابد...

1393/11/26 8:0
نویسنده : یه مامان
3,751 بازدید
اشتراک گذاری

اینکه بچه ها خودشون بتونن بخوابن، خیلی مزایا داره و از جمله مزایای اون بعد از استقلال بچه ها، اینه که فرصت بیشتری رو برای همسران فراهم می کنه تا کنار هم باشند ، چون معمولا در بعضی از شرایط این کار تایم زیادی رو می گیره و در نهایت هم یکی از زوجین و یا هر دو خوابشون می بره. و یادمون باشه که این در کنار هم بودن هاست که باعث استحکام خانواده ها میشه و صمیمت ها رو بیشتر می کنه و برای پرورش و تربیت فرزندان مورد کوچیک و قابل اغماضی نیست.

در ادامه با هم یه تجربه رو می بینیم که توی اون به کودک بصورت تدریجی یاد میده که خودش، خودش رو خواب کنه...

بچه ها توی دوران شیرخوارگی شاید برای خوردن شیر ، چند باری رو در طول شب بیدار بشن . ولی وقتی که اونها از شیر گرفته شدند این تایم بیدار شدن ها کم کم از هم فاصله می گیره و بچه ها و البته مامانا راحت تر می خوابن.

شاید پروژه ی جداسازی اتاق خواب کودک و از شیر گرفتن هم به دردتون بخوره و ربطی به این ماجرا داشته باشه تا حدودی . اگه اونا رو مطالعه نکردید بخونیدشون. 

قبل از هر چیز لازم می دونیم که به چند نکته اشاره کنیم:

1- تغذیه  شبانه

اصولا بچه ها بعد از چند ماهی که از شیر گرفته شدند ، به علت تشنگی از خواب بیدار میشن . به خاطر همین باید دقت کنیم که موقع خواب غذاهایی که عطش میاره ، از قبیل غذاهای شور و چرب و تند و پر ادویه رو به بچه ندیم.

همچنین ممکنه پرخوری و سنگینی و یا گرسنگی نیز از عواملی باشه که خواب شبانه اشون رو مختل می کنه. پس حواسمون باشه که برای شام چی به بچه میدیم بخوره.

2- پریشانی خاطر

علت دیگه ای که می تونه بچه ها رو بیدار کنه و معمولا با صدای گریه هم این اتفاق رخ میده، خواب های بدی هست که می بینند؛ برای برطرف کردن این مشکل باید سعی کنیم حتی الامکان توی روز بچه ها در معرض استرس و ترس و فشارهای روانی قرار نگیرن که باعث تشویش خاطرشون بشه و روی خواب شب و در آینده خدایی ناکرده روی اعصابشون تاثیر بدی بذاره. به این نکته توجه داشته باشیم ممکنه مواردی باشه که از نظر ما خیلی ناچیز و اندک باشن ولی برای بچه ها مساله ی بزرگی باشه که ذهنشون رو درگیر کنه. پس برای این منظور باید از زاویه ی دیدی بچه ها قضاوت کنیم که کدام کارها روی اعصابشون تاثیر بدی میذاره.

3- خواب نیمروزی

مورد دیگه اینکه معمولا وقتی بچه ها خواب نیمروزی به موقعی دارند، شب هم با آرامش بیشتری می خوابند. و برای اینکه خواب نیمروزشون به موقع باشه سعی کنید که بچه ها رو صبح زودتر بیدار کنید. اینطوری بعدازظهر زودتر می خوابن و بالتبع شب هم زودتر و بهتر خوابشون میبره.

4- فواصل خواب

اصولا بچه ها بعد از بیدار شدن می تونن تا 6 ساعت راحت بیدار باشن. پس سعی کنید که برنامه ی خواب نیمروزیشون رو به این ترتیب بچینید که شش ساعت فاصله تا خواب شبشون باشه تا راحت تر به خواب برن.

5- بازی های شبانه

وقتی به ساعت های پایانی شب نزدیک میشیم، بهتره که در انتخاب بازی های بچه ها دقت بیشتری کنیم. مثلا دختر من وقتی توی این ساعت ها بازی های هیجانی می کرد بیشتر توی شب بیدار میشد. به خاطر همین سعی کردم که وقتی به این ساعت ها نزدیک میشیم، بیشتر بازی هامون نشستنی و نقاشی و کتاب خونی باشه تا با آرامش به رختخواب بره.

6- آماده کردن محیط خانه

اصولا وقتی همه ی چراغ ها و یا تلویزیون روشنه، بچه ها درکی از اینکه الان باید بخوابن بهشون دست نمیده و حتی ممکنه با نخوابیدنشون توی ساعتی که باید می خوابیدند بدخواب هم بشن و خواب از سرشون بپره. به خاطر همین سعی کنید حتی الامکان محیط خونه رو آروم کنید و جذابیت ها و هیجانات رو از بین ببرید و بعد پیشنهاد خواب به فرزند بدید.

7- انگیزه های نگه داشتن بچه ها توی رختخوابشون

بعضی وقتها با گذاشتن بچه ها توی تختشون فریاد اعتراضشون به هوا میره و مقاومت مستقیم شما اوضاع رو وخیم تر از قبل می کنه. برای اینکه آرامش رو برای خانواده حکمفرما کنید، اگه می بینید که فرزندتون حاضر به رفتن درون تختش نیست، روی این امر که می خوایم بخوابیم تاکید نکنید چون بعضی بچه ها به جمله ی بریم بخوابیم حساس هستن و سریع در مقابل این جمله مقاومت می کنن، حتی وقتی خیلی خوابشون میاد!...

در این مواقع شما باید یه انگیزه برای اونجا رفتن و موندنش ایجاد کنید مثلا من از همون عکس های نی نی هایی که پرینت گرفتم و توی تجربه ی از پوشک گرفتن ذکر کردم ، استفاده کردم و با چسبوندن اونا روی دیواره ی تختش و نامگذاری هر کدوم و صحبت از طرف اونا، دخترم رو به اومدن توی تختش تشویق کردم مثلا اونا می گن که ما نی نی های خوشحال هستیم، وقتی خنده رو لبامون میاد که شما سرت رو بذاری روی متکات و اروم بخوابی، بعد هم علت خوشحالی اونا به خاطر این قضیه رو این عنوان می کنم که چون مثلا چشات الان داره اذیت میشه و خسته اس و می خواد استراحت کنه ما خوشحال میشیم که اونا خوشحال میشن. و یا هر کدوم از اعضای دیگه.

همچنین دو تا از عروسک های پولیشی و نرم رو برای درون تخت دخترم درنظر گرفتم و به دخترم میگم که بریم خرگوشی و خرسی رو خواب کنیم و بعد از جانب اونا حرف میزنم که مثلا اگه میخای من خوابم ببره، برام کتاب بخون و یا لپت رو بچسبون روی لپم و منو ناز کن تا خوابم ببره. این روش هم بعضی از اوقات جواب داده و همین کار باعث خواب رفتنش شده.

انگیزه های دیگه ای هم ممکنه به ذهن شما برسه و یا اون رو تجربه کرده باشید، خوشحال میشیم اونا رو بشنویم.

بعد از ذکر این نکات میریم سراغ تجربه:

من خودم که بچه بودم عادت داشتم یکی کمرم رو ماساژ بده تا خوابم ببره، هنوز یادم هست اون زمان هایی که شدیدا خسته بودم و خوابم می اومد و مامان و یا اطرافیان شدیدا مشغول کاری بودند و وقت نداشتند پشت من رو ماساژ بدن تا خوابم ببره و من چقدر وابسته به این امر بودم تا خوابم ببره و اذیت میشدم. به خاطر همین تصمیم گرفتم تا اونجایی که می تونم به دخترم کمک کنم که بتونه خودش، خودش رو خواب کنه.

البته برای رسیدن به این منظور اصلا نباید عجله کرد و اقدام ضربتی انجام داد.

تا وقتی که دخترم شیر می خورد فقط با خوردن شیر خوابش می برد. توی مطلب تجربه ی از شیر گرفتن هم نوشته بودم که بوسیله ی انواع روشها سعی کردم که اون رو بخوابونم تا راحت تر از شیر گرفته بشه. اوایلی که می خواستم بخوابه و هر کاری می کردم حاضر نمیشد که سرش رو روی بالش بذاره تا خوابش ببره، یه روز بهش گفتم که الان میشمرم تا ببینم تا چند شمردم خوابت می بره. هنوز دوسالش نشده بود و من شروع کردم به شمردن . و گهواره اش رو تکون دادم. وقتی شمارش شروع شد دخترم سریع خودش رو روی بالش انداخت و در کمال ناباوری دیدم هنوز به هشتاد نرسیده بودم که خوابش برد.

به این نتیجه رسیدم که این شمارش به تنهایی نبوده که باعث خوابش شده، بلکه طنین صدای یکنواخت من بوده که توی گوشش می پیچیده و البته اون تکون های ملایم هم بی اثر نبوده.

بخاطر همین شروع کردم به قصه هایی که انتهای اونا یکنواختی داشت و به چیزهایی ختم می شد که اصولا زیاد شنیده بود، از قبیل لالایی، سوره های کوچیک قرآن ، آیه الکرسی و دعای فرج. البته تن صدا هم بی تاثیر نبود و حالت زمزمه بودن اون هم به خوابیدنش کمک می کرد.

نمونه ای از این قصه ها رو از اینجا ببینید:

قصه ی خواب (1) ، قصه ی خواب (2) ، قصه ی خواب (3) ، قصه ی خواب (4) ، قصه ی خواب (5)

توی تجربه ی موفق خواباندن کودک هم روش دیگه ای که بوسیله ی اون تشویق خوابیدن می کرد رو ذکر کردیم.

به این ترتیب از یک ساعت قبل از خواب محیط برای خوابیدنش آماده میشد، از نیم ساعت قبل از خواب اعلام میشد که بریم مسواک بزنیم و بعد از اون دستشویی و یا تعویض پوشک انجام میشد و اون رو میذاشتم توی تختش و محافظای اطراف تختش رو بالا میزدم به گونه ای که منو ببینه و من خودم روی زمین طوری می خوابیدم که بوسیله ی پا تخت گهواره ایش رو تکون بدم و شروع می کردم به گفتن قصه ها و قرآن و دعای فرج. (البته آهنگین و با حزن خوندن دعای فرج توی این پروژه خیلی به من کمک کرد)

مدتی رو با همین روش سپری کردم و بعد از اینکه تونست به صدای من عادت کنه و با اون بخوابه کم کم تکون دادنش رو حذف کردم و فقط براش می خوندم. البته تکون دادن رو تدریجی کم کردم و ابتدا از اواخر کار و سپس از اواسط کار این کار رو ترک می کردم و فقط براش می خوندم و بعد از مدتی کلا بدون تکون و فقط با گوش دادن صدای من می خوابید.

وقتی با این روش یاد گرفت که بخوابه، کم کم سعی کردم که صدامو حذف کنم و بعد از خوندن چند تا سوره کوچیک بهش می گفتم حالا بیا با هم بخوابیم و من پایین تختش خودم رو به خواب می زدم و دخترم هم با نگاه به من کم کم خوابش می برد.

بعد از مدتی برنامه ی خوندن سوره ها رو قبل از دراز کشیدن داشتیم و بعد با گذاشتن اون توی تختش خودم هم پایین تختش خودم رو به خواب میزدم و دخترم هم منو می دید و کم کم خوابش می برد. البته با گفتن این مورد فکر نکنید که به همین راحتی می خوابید و هیچی نمی گفت. این قصه ی خواب  هم بی تاثیر نبود و وقتی سوالی می پرسید و یا حرفهایی میزد که من رو تشویق به بیدار شدن بکنه، من با چشمای بسته و حالت خوابالوده جوابش رو میدادم و اینطوری نبود که یهو همه چیز تموم بشه، چون احساس خوبی نسبت به بی تفاوت نشون دادنِ خودم نسبت به حرفهای دخترم نداشتم، ولی با اون حالت جواب  دادنم انگار مجاب میشد که من خواب هستم.خندونک

بعد از یه مدت که به این شیوه عادت کرده بود، محافظ های تختش رو دیگه بالا نمی دادم، به این ترتیب منو نمی دید و من فقط اعلام می کردم که منم همین جا می خوابم تا شما خوابت ببره. تعداد صدازدن هاش اوایل خیلی بیشتر شده بود ولی وقتی هر بار با همون لحن خوابالوده ی من جواب دریافت می کرد انگار خیالش راحت میشد که من هستم و البته اندر خوابِ ناز!...

هیچ وقت تا وقتی خوابش نبرده بود اتاق رو ترک نکردم، چون بهش اطمینان داده بودم که هستم و اگه این کار رو می کردم با دیدن جای خالی من دیگه ممکن بود هیچ وقت بهم اعتماد نکنه.

البته توی این مدت وقت هایی میشد که به هیچ صراطی مستقیم نبود ؛ محض تنوع اون رو توی تاب میذاشتم و براش شعر می خوندم، شعر امام ها  که یکنواختی خاصی داره از مورد علاقه های دخترم بود و دوست داشت توی تاب براش بخونم. خیلی برام جالب بود که وقتی توی تاب می رفت ازم می خواست امام ها رو براش بخونم و اون تکون ها به همراه خوندن اون شعر به سنگین شدن چشاش کمک می کرد و بعد اون رو میذاشتم توی تختش تا بخوابه. البته سعی می کردم این مدل خواباندن پشت سر هم نباشه تا عادت کنه و فقط محض تنوع باشه و البته توی این مدت روش های دیگه هم برای چند بار به کار گرفتم.

الان بعد از گذشت شش ماه از ابتدای پروژه، دخترم رو میذارم توی تختش و بعد بهش می گم که یه کار کوچولو دارم و تا یه استراحت کوچیک بکنه برمیگردم. بعضی وقتها هم یه کتاب بهش میدم و میگم که عکسای اون رو نشون عروسکهات بده تا من بیام ؛ اون رو می خوابونم و عروسکهاش رو هم روی متکاش می خوابونم تا با هم عکساش رو ببینن. مثلا مسواک می زنم و بر می گردم، بعد گلاب به روتون دستشویی می رم و بعد بر می گردم و کارهای دیگه ای که برای خودم می تراشم و تایمش هم زیاد بالا نیست. ولی به تدریج تایم ها رو زیادتر می کنم.  اگه خیلی خوابش بیاد با ترک کردنش توی همون مرحله ی اول خوابش می بره، وگرنه چند باری رو سعی صفا و مروه خواهم داشت تا بخوابه. ولی همین که داره مهارت خوابوندن خودش رو یاد می گیره برای من یه دنیا ارزش داره.

اینکه بچه ها روی زمین هم بخوابن فرقی نمی کنه، تجربه ی بالا فقط می تونه یه نمونه باشه؛ اصل اینه که در برخورد با این پروژه و یا هر پروژه ی دیگه ای که به بچه ها مربوط میشه نباید سخت گیری کنیم و به تدریج و باحوصله پیش بریم تا جواب بهتری بگیریم. اصلا به شیوه های یهویی متوسل نشید.

متاسفانه چند جا توی اینترنت هم دیدیم که مثلا گفته شده کودک رو بذارید توی تختش و به گریه هاش اعتنایی نکنید بعد از یک هفته عادت می کنه و خودش خوابش می بره و یا حتی پیشنهاد می کنن که در اتاقش رو ببندید تا عادت کنه و نترسه. درسته که مستقل شدن بچه ها خیلی خوبه و مزایای زیادی داره ولی اگه روش نادرستی رو انتخاب کنید شاید در کوتاه مدت به هدفتون برسید ولی در آینده خدایی ناکرده در بلندمدت ممکنه مشکلاتی گریبان بچه و حتی والدین رو بگیره.

چند نکته:

1. برای اینکه به بچه ها یاد بدید که خودشون بخوابن، اصلا سخت گیری نکنید، چون ممکنه عواقب بدی داشته باشه، کاملا ملایم و به تدریج به هدفتون برسید. این تدریجی بودن روشتون هست که کمک می کنه تا بچه ها بهتر باهاش کنار بیان و تاثیر بدی روشون نذاره. یادمون باشه که عجله کار شیطونهچشمک

2. درسته که باید توی این تصمیمتون قاطع باشید، ولی هر چند وقت یه باری انعطاف پذیری بد نیست؛ چون همیشه بچه ها یه مدل نیستند و بعضی وقتها مدلشون کلا فرق می کنه. مثلا بعضی وقتها دخترم به هیچ وجه راضی نمیشه که بخوابه و من رو در کنار خودش می خواد. من هم پایین تختش می خوابم و این اطمینان رو میدم که تا موقعی که خوابش نبرده اونجا می مونم و واقعا هم این کار رو می کنم و تا مطمئن نشدم از اتاقش بیرون نمیرم. با اینکه برخی موارد از شدت خستگی چند ساعتی رو همونجا خوابم می بره و بعد از شدت سرما و یا خشک شدن بدن بیدار میشم و خودم رو به اتاق خواب منتقل می کنم، اما احساس می کنم ارزشش رو داره و بهتره که بچه رو وقتی احتیاج شدید به من داره تنها نذارم.

3.    یه مدتی هست که از این اسپیکرهای کوچیک رو براش خریدم و میذارم بالای کمدش و بوسیله ی اون قرآن براش پخش می کنم. اعتراف می کنم از وقتی این کار رو کردم ، توی آرامش شبانه اش بی تاثیر نبوده و کمتر در طول شب بیدار شده. انگار بعد از بیدار شدن با شنیدن اون صدا دوباره خودش خوابش می بره. الان هم در صدد این هستم که با همون لحنی که قبلا براش می خوندم بخونم و ضبط کنم و اون رو بذارم براش . شاید اینطوری بهتر باشه .زیبا

4.  نکته ای که فکر می کنم خیلی مهم باشه و باید بهش از ابتدای نوزادی توجه بشه اینه که به هیچ وجه بچه ها با والدینشون رختخواب مشترکی نداشته باشند و هرگز بین والدین نخوابند. همون اوایلی هم که توی اتاق والدین می خوابن، باید توی رختخواب خودشون بخوابن، حتی اگه شده چند سانتیمتر با رختخواب والدین فاصله  داشته باشه. اینکه از اول عادت نکنه به خوابیدن بین والدین، بعدا هم فیلش یاد هندوستان نمی کنه. و البته از نظر تربیت جنسی هم این کار اصلا خوب نیست.

5. همانطور که بالا هم ذکر کردیم یادمون نره برای نگه داشتن بچه ها توی تختشون باید بهشون انگیزه بدید و بدونید که موندن اونها با رضایت قلبی توی تختشون هست که به خواب رفتنشون کمک می کنه. اصلا با اصرار و روش های خشونت آمیز متوسل نشید، چون واقعا کار خودتون رو سخت تر میکنه.

6.  سعی کنید هر چند وقت یه باری روشتون رو یه تغییر بدید تا خودش یاد بگیره که بخوابه، به این ترتیب اگه مسافرتی پیش بیاد و تغییر مکان داشته باشید دیگه زیاد اذیت نمیشید. البته ناگفته نمونه که شرایط مسافرت انسان ها رو خسته تر می کنه و برای همین تاثیر چشمگیری توی خواب دخترم نداشت.

7.  اینکه بچه ها خودشون بتونن بخوابن، خیلی مزایا داره و از جمله مزایای اون بعد از استقلال بچه ها، اینه که فرصت بیشتری رو برای همسران فراهم می کنه تا کنار هم باشند ، چون معمولا در بعضی از شرایط این کار تایم زیادی رو می گیره و در نهایت هم یکی از زوجین و یا هر دو خوابشون می بره. و یادمون باشه که این در کنار هم بودن هاست که باعث استحکام خانواده ها میشه و صمیمت ها رو بیشتر می کنه و برای پرورش و تربیت فرزندان مورد کوچیک و قابل اغماضی نیست.محبت

8. هنر مادری در اینه که او بهتر از هر کس دیگه ای می دونه که چه روشی برای فرزندش بیشتر کارایی داره، پس با شناختی که از فرزندتون دارید روشهایی رو پیاده سازی کنید که با روحیه ی اون و خودتون بیشتر سازگار باشه و برای کمک به استقلال فزرندتون عجله نکنید. فکر کنید و کم کم اجرا کنید.

9.   قبل از بیدار کردن فرزندتون از خواب در کنارش بشینید و با صدایی آروم آیه الکرسی و معوذتین(فلق و ناس) رو بخونید و بعد با آرامش اون رو بیدار کنید و در آغوش بکشید و انتقال محبت کنید، تا با بهترین حالت از خواب بیدار بشه.

10.   قبل از خواب چند دقیقه کنار فرزندتون بشینید و بهش بگید که چقدر دوستش دارید و او رو توی آغوشتون بگیرید و ببوسید و ببویید و به آنها نوید آینده ی روشن رو بدید تا امیدوار چشم بر هم بذاره و بانشاط از خواب بیدار بشه. در ضمن نوازش کودک به هضم غذا و داشتن خواب آرام کمک می کنه. پس اون رو از آغوش گرمتون محروم نکنید.

11.   به کودکتون اجازه ندید بلافاصله بعد از بیدار شدن تلویزیون ببینه و یا بازیهای رایانه ای بکنه، چرا که اشعه های این دستگاه ها آسیب های جدی به چشمشون وارد می کنه.

12.   هر چند وقت یک بار اشکالی نداره که کودکتون با هماهنگی قبلی پیش شما بخوابه، اینطوری هم روابط والد و فرزند زیاد میشه و هم توهم های  درباره ی والدین از بین میره.

پسندها (2)
نظرات (7) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مامان فرنيا
26 بهمن 93 8:50
سلام و صبح بخير مطلب بسيار خوبيه من هم دقيقا همين مراحل را با دخترم داشتم وقتي صحبت از خواب رفتنتون توي اتاق بجه روي زمين و بيدار شدن براثر سرما و خشك شدن استخوان كرديد همان كرختي دوباره برام زنده شد و انگار داشتيد خاطرات شبهاي ما را تعريف ميكرديد يك مدت سعي كردم از روشهايي كه توي اينترنت خوانده بودم استفاده كنم مثلا يك صندلي بگذارم كنار تختش و براش قصه بخوانم و يواش يواش فاصله صندلي را تخت بچه را زياد كنم اما خيلي موثر نبود و بهترين پيشنهاد همينه كه شما گفتيد هرمادري فرزندش را بهتر ميشناسه و عادتها و علائقش را بهتر ميدونه پس از همان روشهاي اختصاصي خودش بايد استفاده كنه الان چند وقتي است كه دختر من ديگه بعد از يكي دوتا قصه به همان بهانه هايي كه شما هم اشاره كرديد(مسواك، جمع كردن وسائل مهد دخترم و...)از اتاقش ميرم و گاهي كه صدام ميكنه يا دنبالم مياد با بغل كردن و بوسيدن ميبرمش توي تختش و ديگه راحت ميخوابه و ميشه گفت اين پروژه جدا شدن محل خواب دقيقا مثل پروژه از شير گرفتن و از پوشك گرفتن بايد تدريجي باشه و زمانش خيلي دقيق مشخص نيست مثلا نميشه گفت بايد سه سالگي بچه را جدا كرد بلكه بعضي بچه ها زودتر و بعضي ديرتر اين موفقيت را بدست ميارند و خوب اين ما هستيم كه با روشهامون كمكشون ميكنيم زودتر به استقلال برسن از نظر من بهتره اين جدا كردن زير 5سالگي انجام بشه چون بعد از ان بچه عاقلتر و بزرگتر ميشه و پيدا كردن روشهاي موثر سختتر
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز صبح شما هم بخیر و شادی باشه ان شاءالله ممنون از لطفتون همه ی مامان ها با هم همدردند، خواه درد معنوی باشه و خواه درد عضلانی باهاتون موافقیم، هر چی بچه ها بزرگتر بشن، این عملیات سخت تره؛ و اون دردها هم بیشتر راستی موفقیتتون رو بهتون تبریک می گیم
مامان پارسا
26 بهمن 93 12:53
سلام روز خوش خسته نباشید ممنون
یه مامان
پاسخ
سلام روز شما هم به خیر و شادی خواهش می کنیم، سلامت باشید
آیسان
26 بهمن 93 13:37
سلام خیلی عالی بود واقعا جای تحسین داره
یه مامان
پاسخ
سلام آیسان جان خواهش میکنیم، سلامت باشید. ممنون که دوباره به مدرسه سر زدی
مامان شبنم
26 بهمن 93 15:44
سلام بسیار مطلب جالبی بود من تا مدتی قبل بیرون تخت دخترم مینشستم و پشتشو ماساژ میدادم تا بخوابه اما یه مدت پیش که دو شب تب شدید داشت کنار خودم خوابوندمش و از اون موقع دیگه راضی نمیشه تنها توی تخت بخوابه ومن باید برم توی تختش بخوابم و برگشتم سر پله اول مدتیه خودم هم توی فکرم که دیگه بهش یاد بدم خودش بخوابه نمیدونم صبر بدم بزرگتر بشه تا بشه براش بیشتر توضیح داد یا به قول مامان فرنیا عاقل تر میشه و کار خودم سخت تر میشه حالا امتحانش ضرری نداره
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز شبنم بله واقعا بچه ها خیلی سریع به یک چیز عادت می کنن و اینکه اون عادت رو از سرشون بندازیم ممکنه مدت ها طول بکشه، هر چه بچه ها بزرگتر بشن توجیه کردنشون برای اینکه برن توی اتاق خودشون بخوابن سخت تر میشه چون بیشتر دنبال دلیل و برهان می گردن که خب خدا رو شکر شبنم جان میدونه که جای خوابش توی اتاق خودش هست به نظر همینکه توی اتاق خودش می خوابه نقطه ی مثبتی هست و ان شاالله به مرور زمان و با صبر و حوصله ی شما یاد خواهد گرفت که خودش تنهایی بخوابه امیدواریم این مطلب هم بتونه به شما در رسیدن به این هدف کمک کنه
بابا و مامان
26 بهمن 93 16:37
سلام این خیلی خوبه بچه ها جدا بخوابند اما من اصلا موفق نبودم امتحان هم کردم از روشهای پیشنهادی شما استفاده کردم اما هر بار با دیدن برنامه های شبکه پویا که عمدتا از غول وروح و اینا استفاده میشه مگه میشه بچه ها را از خودمون جدا کنیم خونه ما یاسمن و پارسا کیپ کیپ من می خوابند و هیچ کدومشون حاضر نیستاند برن اتاق خودشون قصه وهر روشی که بشه بچه ها بخوابند هیچ تاثیری نداشته جدیدا وقتی می گم بریم زود بخوابیم هر دو تاشون می گن اره مامان برو بخواب مگه نه غول شب میاد می بردتا
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز و مهربون درسته بعضی از کارتون های شبکه ی پویا واقعا برای بچه ها نامناسب هستن توصیه ما به شما اینه که در درجه ی اول اجازه ندید اون کارتون ها رو ببینه. خدا رو شکر سایت شبکه ی پویا هست و ساعات پخش برنامه ها و توضیحاتی درباره ی برنامه و تصاویری از اون رو داره و شما اگه می دونید بچه هاتون راضی نمی شن وسط یکی از این کارتون ترسناکا تلویزیون رو خاموش کنن می تونید خودتون آماده باش باشید و قبل از شروع این برنامه ها اونا رو به یک فعالیت دیگه مشغول کنید و یا بعضی کارتون ها که مورد علاقه شون هست و موردی نداره رو ضبط کنید و اونا رو براشون بذارید ببینن. ان شاالله با حذف عوامل بیرونی قصه هاتون هم جواب میده و کم کم در این پروژه هم موفق میشید
بابا و مامان
27 بهمن 93 22:11
ممنونم از راهنمایی خوبتون
یه مامان
پاسخ
خواهش می کنیم، موفق باشید
مامان اهورا
27 بهمن 93 23:41
سلام ،اولا بسیار بسیار ممنون از نویسنده این مطلب که اینقدر با حوصله همه نکات رو نوشتن ،ثانیا من که همچنان معرف حضور هستم و خجالت زده ،خب قول دادم بعداز عید دیگه از اتاق پسرم بیام بیرون ،ولی خداروشکر میدونه باید تو اتاق خودش بخوابه ،امشب به من میگه مامانی شما تخت ندارین توی اتاق من میخوابین ؟یعنی من دیگه هیچی نگم بهتره ...
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز اهورا ما هم از ایشون به خاطر این ریزبینی و دقتی که در تنظیم این مطلب کشیدن ممنون و سپاسگزاریم پس کم مونده خود پسرتون شما رو از اتاق بیرون کنه!
1