مدرســـــــــه ی مامان هــــــــــــــــــــــامدرســـــــــه ی مامان هــــــــــــــــــــــا، تا این لحظه 7 سال و 7 ماه سن دارد

مــدرســـه ی مــامــان هـا

همسرانه نوشت؛ دو کبوتر عاشق!

1394/3/25 10:46
نویسنده : یه مامان
2,147 بازدید
اشتراک گذاری

یه دختر خاله دارم اسمش مرضیه ست، ۹ ساله با یک روحانی ازدواج کرده و خیلی خوشبخته! هروقت مرضیه منو میدید از عاشقانه های خودشو شوهرش برام تعریف میکرد!!! اونموقع من مجرد بودم ولی با اشتیاق به حرفاش گوش میدادم! جوریکه تک تک اون عاشقانه ها تو ذهنم حک شده!

دنبال مردی میگشتم که منم با اون عاشقانه هایی رو تجربه کنم! اما.....!

 

عاشقانه های هر زوج رنگ خاص خودشو داره! یکی از عاشقانه های مرضیه این بود که شوهرش اسم مرضیه رو

تو گوشی خودش کبوتر عاشق ۲ ذخیره میکنه و بدون اینکه مرضیه بفهمه اسم خودشو تو گوشی مرضیه
کبوتر عاشق ۱ ذخیره میکنه...!

برام خیلی جالب بود که یک روحانی بعد چند سال زندگی مشترک و با وجود داشتن بچه هنوز که هنوزه اینجوری شیطنت کنه....!

این خاطره تو ذهنم میمونه! ازدواج که میکنم تو همون اوایل عقدمون میرم یواشکی تو گوشی شوهرم تا اولا ببینم اسمم تو گوشی همسرم چی ذخیره شده؟ دوما اینکه یه اسم مشترک (مثل کبوتر عاشق ۱-۲)
مخفیانه بذارم تو گوشیامون!!!

گوشیشو با ذوق برمیدارم میرم داخل صندوق ورودی چشمم به یه اسم میخوره که مطمئنم من نیستم!!! صندوق ورودی رو تا آخر نگاه میکنم! اسمی جز اون اسم نمیبینم! گزینه خواندن پیام رو میزنم تا ببینم آیا صاحب اون اسم منم؟ 
پیامو میخونم: الهی قربونت برم من! خسته نباشه آقام!

دیدم پیام مال خودمه!!! اما این دیگه چه اسمیه؟؟؟ فکر میکنین اسمم تو گوشی شوهرم چی بود؟

" د - حسین "

اسمم تو گوشی شوهرم "د حسین" ذخیره شده بود! یذره ناراحت میشم! آخه دنبال اسمی مثل: نازم، گلم، خانومم و نازنینم میگشتم....!

تو دلم میگم: آخه چرا این اسمو گذاشته؟؟ نه اول اسمم "د" داره نه فامیلیم حسینیه!!!! یهو یاد سلام دادن همسرم میفتم! اکثر اوقات پشت تلفن بهم میگه:

السلام علیک یا بنت الحسین علیه السلام

آخه من سیده هستم!

" د - حسین " یعنی "دختر حسین علیه السلام"  قلبم میفته! چه اسم سنگینی گذاشته روم! گوشیمو از جیبم درمیارم! اسم  قبلی همسرم که تو گوشیم بود رو پاک میکنم و بجاش میذارم:

" د – حسین   "ینی  " داماد حسین علیه السلام "

خیلی جالبه نه؟؟؟ اشتراک اسمی من و همسرم کبوتر عاشق ۱ و ۲ نشد!! اشتراک اسمیمون شد " د - حسین "

تفاوت عاشقانه ها با هم یعنی این!  ائمه هم گفتند و علم الان ثابت کرده که اسم رو انسان خیلی تاثیر میذاره
مواقعی که یذره از همسرم دلخورم و میخوام بهش پیامکی بدم که در اون ناراحتیم نمایانگره! با دیدن اسم "د - حسین" قلبم میگیره!!! گاهی اشکم میریزه!

به خودم میگم: "داری چیکار میکنی دختر حسین؟ میخوای با داماد حسین بد صحبت کنی؟؟؟ پیامو پاک میکنم
و دیگه هیچی نمینویسم...!

بنظرم آدم باید به اسمی که برای همسرش انتخاب میکنه معتقد باشه...! مثلا اگه اسمشو میذاری
"گلم" چرا کاری میکنی که گلت با حرفت پژمرده بشه ؟

 

برگرفته از وبلاگ: هفته نامه ی متاهلین ( لحظه های ما برای هو)

پسندها (3)
نظرات (8) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مامان شبنم
25 خرداد 94 13:38
سلام بسیار مطلب جالبی بود عجب اسمایی برای هم پیدا کرده بودند ما معمولا توی این جور مطالب خیلی ساده رفتار می کنیم چون شوهرم معتقده در نظر مردم ادم باید ساده و عادی رفتار کنه چون اگر یه ادم مجرد اون اطراف باشه شاید دلش بگیره و اگر متاهلی ببینه شاید موجب ایجاد حسادت بشه برای همین ما اصلا در انظار عمومی یه زوج عاشق پیشه و رمانتیک نیستیم کاملا عادی هستیم ولی خوب توی محیط خونه قضیه فرق داره و به نظر من همین قدر که شوهر ادم یادش باشه با اسمای قشنگ ادم رو صدا کنه خودش خیلی خوبه . در مورد موبایل هم که فقط در حد یک حرف اخر لیستش هستم چون گوشیش بعضی اوقات باید دست همکاراش باشه بیشتر از این توقعی نیست . به نظر من حرفای قشنگ خیلی خوبه بالاخره خلقت ما زنا اینه که دوست داریم حرفای قشنگ بشنویم منم گاهی سر این قضیه جر و بحث راه انداختم ولی بعد میشینم به همه جوانبش فکر می کنم می بینم این بخش یه قسمت کوچیک هست و مثلا شوهرم در خیلی موارد از کم کاریهای من میگذره یا مثلا بیشتر موارد رو مطابق خواسته من انجام میده ولی خیلی زوج هایی که دیدم خیلی عاشقانه و عزیزم جونم با هم برخورد میکنن ولی گاهی مرد بسیار خود رای میشه یا مثلا یه برنامه های جدا و خود سرانه بدون مشورت با خانومش میذاره که گاهی بین خودشون هم موجب کدورت میشه . سخته که ادم متعادل فکر کنه چون برای ما بخش احساسی ماجرا خیلی مهم هست ولی من همیشه توی این جور مواقع به لحظه های خوب فکر می کنم مثلا سالگرد ازدواجمون یا مسافرت هایی که رفتیم اون وقته که خیلی انرژیم مثبت میشه خدا همه زوج ها رو برای هم نگه داره
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز با نظر خودتون و همسر محترمتون کاملا موافقیم، آدم باید خیلی جوانب کارهاش رو در نظر بگیره. ما هم وقتی این مطلب رو می خوندیم با قسمت دخترخاله مرضیه اش زیاد موافق نبودیم مخصوصا اینکه در مورد اون خصوصی های زندگیش برای دخترخاله ی مجردش تعریف میکرده به نظرمون زیاد کار درستی نمی کرده و همونطور که در مطلب هم نمایان بود با این کارش یک حسرتی رو در دل دختر خاله ی مجردش ایجاد کرده بود این مطلب رو هم به خاطر نکته ای که در بخش دوم داستان و عظمت اسمی که انتخاب شده بود و تاثیری که روی لحظات عصبانی بودن داشت گذاشتیم ممنون که نظرتون رو برامون نوشتید
مامان فرنيا
26 خرداد 94 7:25
بامزه است همسر من شماره منو با فاميلم سيو كرده وقتي هم بهش گفتم چرا اينقدر رسمي ؟ خوب حداقل اسمم را ميگذاشتي؟ گفت زشته يكدفعه سركار گوشيم روي ميز باشه خودم نباشم زنگ بخوره انوقت يكي ببينه خوب اين مدل همسري ما داريم ديگه بسيار سنتي
یه مامان
پاسخ
حق با همسرتونه، مدل همسر من هم همینه و خیلی از این مدل راضی هستم که اینقدر به این مسایل دقت می کنه و عاشقانه هامون برای خودمون و بین خودمونه من هم سعی می کنم تا می تونم مثل مرضیه خانوم عمل نکنم و مسایل عشقولانه مون رو برای دیگران تعریف نکنم
مامان فرنيا
26 خرداد 94 7:25
سلام و صبح بخير
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز صبح شما هم به خیر و شادی
مریم مامان دونه برفی
26 خرداد 94 10:42
سلام و وقت بخیر مطلب خیلی با مزه ای بود خیلی خوشم اومد. درمورد روابط عاشقانه من و همسرم هم دقیقا مثل مامان شبنم عزیز فکر میکنیم.به نظر من هم دلیلی نداره که روابط خصوصی بین زن و شوهرها در معرض نمایش قرارداده بشه و یا خیلی راحت بازگو بشه. درمورد مرضیه خانم هم احتملا این رفتارها براش خیلی زیبا بوده و دوست داشته حداقل بایکی درمیون بذاره تا از خوشی منفجر نشه.. اسامی تو گوشی هامون هم به همون اسمیه که معمولا همدیگرو تو خونه صدا می کنیم ..یعنی من خانمی هستم و ایشون هم آقایی ..
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز دونه برفی وقت شما هم به خیر و شادی ممنون که نظرتون رو برامون نوشتید، اسم های شما هم جالبه ها براتون آرزوی خوشبختی داریم
مامان پارسا
26 خرداد 94 11:46
مطلب بانمکی بود .برای منی که شوهرم اهل روابط عاشقانه نیست خیلی جالب اومد البته شوهر م اسم منو تو گوشی خانومی سیو کرده اسمی که برای اولین بار بعد از عقد منو صدا کرده و من هم علی /اما در کل شوهرم در مقابل دیگرون مثلا پدر و مادر م حتی با من از بیرون که میاد دستم نمیده و میگه روم نمیشه و همین طوری هم عشقولانه نیست جلو دیگرون که دیگه اصلا البته من همیشه از این که علی عشقولانه رفتار نمیکنه و سعی هم به یادگیری و تغییر رفتار نداره ناراحتم ولی ....
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز ممنون که نظرتون رو برامون نوشتید، پس ظاهرا همسرتون کمی خجالتی هستن شاید هم حجب و حیاشون خیلی بالاست. امیدواریم کمی تلاششون رو بیشتر کنن تا شما هم از ناراحتی بیرون بیاید و البته سعی کنید از این موضوع در مقابل پسر گلتون حرفی نزنید و با آموزش ها و برخوردهای صحیحتون این مساله رو درباره ی محمدپارسای گل حل کنید و بهش یاد بدید که در موقعیت های مختلف احساسش رو به زبون بیاره تا عروستون در آینده ابراز ناراحتی نکنه و یک عمر دعاگوی شما باشه این رو هم میگیم و میدونیم که خودتون هم میدونید اما باز محض یادآوری و تاکید میگیم که بعضی از مردها نمی تونن احساسشون رو به زبون بیارن ولی دل بزرگ و مهربونی دارن و هر کاری که بتونن و از دستشون بربیاد برای خانواده شون انجام میدن، پس باید به وجود همچین مردهایی که مــــــــــــــــرد هستن هم افتخار کنیم و خدا رو شکر کنیم
مامانی غزل جون
27 خرداد 94 8:53
سلام به مامان های گل چه مطلب جالبی بود منم از خوندنش لذت بردم من و همسرم هم رابطه عاشقانه داریم دختر دو ساله دارم که هر بار نزدیک نشستن من و همسرمو میبینه ذوق میکنه و میاد هردومونو میبوسه هر جا باشیم همسرم میگه بیا کنارم بشین و من لذت میبرم ازاین حرکتش بیرون هم هم دیگه رو خانم و آقا صدا میزنیم اینم بگم که ما تو خونه هنوز با اسم خودمون همو صدا نزدیم هردو برای هم ( فدا ) هستیم انگار زبونمون نمیچرخه اسم همو صدا کنیم اینو هنوز بعد از 5 سال زندگیمون کسی نمیدونه گاهی بیرون از دهنمون در میره و بهم میگیم فدا و باعث خندمون میشه اسم من تو گوشی همسرم خانمی و اسم همسرم آفایی هست...
یه مامان
پاسخ
سلام مامان عزیز خدا دختر گلتون رو براتون حفظ کنه، بله بچه ها از اینکه محبت بین پدر و مادر رو ببینن واقعا دلشون شاد میشه و برق شادی رو میشه تو چشماشون دید براتون آرزوی خوشبختی در کنار خانواده ی عزیزتون رو داریم
بابا و مامان
27 خرداد 94 12:29
سلام مطلب جالبی بود منم با مطرح کردن رفتار خاص خود ادم که مختص خودم و همسرمم جلوی کسای دیگه کاملا موافقم احساس می کنم اگه حرفی دوستانه و عاشقانه بینمون رد و بدل بشه باید فقط خودمون دو تا بدونیم اگه کس دیگه ای این بین باشه و بدونه اون زیای و دلنشینیش از بین می ره در مورد سیو کردن اسم تو گوشی یه چیز که یکم ربطی به این ماجرا نداره و ربط به حسادت من در مورد همسری داره دقیقا مثل اون اتفاقی که امسال بعد تحویل سال افتاد و پرش ارتفاع من به طرف گوشی نادر که مبادا پیام از طرف از ما بهترون باشه و سلام کردن تاریخیم بهش و اشتی غیر قابل تکرارم اونم اونطوری بعد از دلخوری که بینمون پیش اومد حالا بشنوید این ماجرا را(یه ماجرای تاریخی دیگه ای وجود داره که بر می گرده به همون موضوع اشاره شده یه بار داشتم با گوشی نادر ور می رفتم( از همین گوشیهای معمولی نوکیاست گوشی لمسی که براش خریدم و حوصلش و بهم ریخته بود اخه همش صفحه تند تند عوض میشد نوکیا را بعدا براش خریدم ) دیدم خونه مادرش و سیو کرده (خونمون) و گوشی موبایل مادرش و سیو کرده مادر سریع دست به کار شدم شماره خونه مادرش و نوشتم خونه مادرم و خونمون را حذف کردم موبایل مادرشم نوشتم مادرم و بر کلمه مادر قلم گرفتم حالا چرا چون نادر کلمه مادر براش یه حس عاشقانست و مادرم این حس و کمتر بهش انتقال میده خواهشا اونطوری نگام نکنید حسودم دیگه قبول دارم حسودم به شدت در مورد همسری البته شماره خودم و تو گوشیش نادر سیو کرده به قول دوستان می گه اینطوری بهتره یه وقت گوشی زنگ می خوره سر کار بده کسی می بینه راستی یه کار دیگه هم کردم رفتم شماره موبایل خواهرش زهرا و ثریا و فاطمه را که سیو کرده بود ابجی زهرا ابجی زهرا ابجی فاطی ابجیاشم حذف کردم تموم شد اره من اخراجم منفور شده ام دیوم شیطونم بذار خودم بگم پشت سرم نگن اخی راحت شدم مثل این مسیحیا اعتراف کردم راحت شدم چه خوبه اینجا هست ادم اعتراف کنه
یه مامان
پاسخ
ای خــــــــــــــــــــــــــدا موندیم که چی بگیم بعد از خوندن نظرتون و اعترافاتتون! واقعا که ماجرایی تاریخی بود. خیلی جالبه، یعنی واقعا شما همه ی این کارها رو کردید عایا؟ به عجب چیزهایی حساس هستیدا
بابا و مامان
27 خرداد 94 17:44
بفرمایید خصوصی
یه مامان
پاسخ
خیلی ممنون، دسسسسسسسستتون درد نکنه
1