مــدرســـه ی مــامــان هـا

اینجا برای تربیت فرزندانمون همگی هم معلم هستیم و هم شاگرد!...

دوره ی سوم تربیت فرزند؛ 14 تا 21 سال

1394/5/4 11:29
نویسنده : یه مامان
2,596 بازدید
اشتراک گذاری

در سن بین 14 تا 21 سال نوجوان وارد دوره وزارت و مرحله مشاوره با خانواده و والدین می‌شود...

روایتی از پیامبر(ص) هست که می گوید: « اَلوَلَدُ سَيِّدٌ سَبعَ سِنينَ وَ عَبدٌ سَبعَ سِنينَ و وَزيرٌ سَبعَ سِنينَ» .

در سن بین 14 تا 21 سال نوجوان وارد دوره وزارت و مرحله مشاوره با خانواده و والدین می‌شود. نوجوان باید چونان خود را آزاد ببیند که در همه امور و مسائل جاری و تصمیمات آینده والدین، جرأت اظهار نظر و دخالت داشته باشد و هیچگونه تهدید و فشاری، او را از بیان عقیده و برداشت خود مانع نگردد، نوجوان در این دوران در چنین شرایطی به سر می‌برد.

بحران هویت همان به رسمیت شناختن بحران‌های روحی جوانان توسط والدین است. اولین کسی که باید این را به رسمیت بشناسد خود فرزند است. پس باید او اول خودش را بشناسد و به سمت مشکلاتش برود ولی این مربوط به مراحل قبل در تربیت او می‌شود.

در مرحله اول کسی که به وزارت منصوب می‌شود تابع بی‌چون و چرای حاکم است. او باید نظر بدهد ولی در نهایت باید نظر نهایی والدین را بپذیرد؛ او آزاد است در این مرحله در مورد اموری که در آن نظر می‌دهد بحث و گفت و گو کند. اما تقاضایی که نوجوان در مقام وزارت از ولی خود می‌کند، هر چند از نظر مربی به صلاح او نباشد، نباید ابتدا و صریح نفی شود.

در مرحله سوم زندگی و دوران وزارت، نوجوان خود را مورد اعتماد دیگران تصور می‌کند و فطرتا انتظار دارد دیگران به او اطمینان کرده و کارهایی خطیر، به او واگذار کند. نوجوان هیچگاه کنترل بیش از اندازه و صریح را تحمل نمی‌کند و انتظار ندارد والدین دائما در جزئیات اعمال او دخالت و اظهار نظر کنند.

او خود را در مقام و منزلت، تقریبا هم شان و هم ردیف والدین می‌بیند و از اینکه آنها را ناظر و مراقب دائمی خود بیابد به ستوه می آید. نوجوان باید چونان خود را آزاد ببیند که در همه امور و مسائل جاری و تصمیمات آینده خانواده، جرات اظهارنظر و دخالت داشته باشد و هیچ‌گونه تهدید و فشاری، او را از بیان عقیده و برداشت خود مانع نگردد. هیچ مانعی نباید از اظهار نظر و دخالت او در امور مختلف جلوگیری کند.

او باید عقیده و نظر خود را درباره مسائل گوناگونی که با آن در زندگی شخصی، خانوادگی و اجتماعی مواجه می‌شود آزادانه ولی با رعایت جوانب اخلاقی مطرح کند و برای دفاع از عقیده خود، استدلال بیان نماید. اولیا نیز وظیفه دارند تصمیمات خود را بر اساس حقیقت استوار سازند. از همین جهت والدین، نباید از نوجوان انتظار داشته باشند که حرف بزرگتر خود را از ابتداء بپذیرد و بدان عمل کند.

پس از چندی که فرزند، مسئولیت وزارت را بر عهده گرفت، شیوه تنبیه و تشویق او متحول می‌گردد. نوجوان در این دوران بر خلاف دوره قبل در چون و چرا کردن در اوامر و فرامین مختار است. هیچگاه نباید او را به خاطر اینکه از آغاز، دستور ما را به کار نمی‌گیرد و حرف نمی‌شنود تنبیه نمود. نوجوان به تناسب فطرت خود تا مسئله‌ای را قبول نکند به آن اقدام نمی‌کند و برای آنکه آن را قبول کند نیازمند بحث و بررسی و شنیدن دلائل آن است.

از این روی باید به جای توسل به پرخاش و خشونت به اقناع عقلی او و بیان دلائل و مستندات مطلوب همت کرد. از سوی دیگر نباید او را به جهت حرف شنوی و اطاعت بی چون و چرا، تشویق و ترغیب کرد. تشویق نوجوان باید، بر خوش فکری و قدرت استدلال و دقت نظر او تعلق گیرد. نوجوانی که با دقت و مو شکافی، مسائل را تحلیل می‌کند و به خوبی به سنجش و مقایسه می‌پردازد و تشخیص خود را به کار می‌گیرد، لایق تحسین و درخور تشویق است.

پس از پایان 21 سالگی وظیفه مستقیم والدین نسبت به فرزندان به پایان می رسد. اینک این مسئولیت مستقیم تبدیل به مسئولیت عام شده است. تکلیف والدین در برخورد با فرزند، پس از 21 سال امر به معروف و نهی از منکر است.

این تعهد و احساس مسئولیت متقابل و نظارت عمومی، حتی اگر موجب تربیت افراد جامعه نشود سلامت اجتماع را ضمانت می‌کند. بنابراین پدران و مادرانی که به سرنوشت فرزند خویش اهمیت می‌دهند و علاقه‌مند هستند که فرزندانشان به بهترین شیوه تربیت و رشد یابند، شأن سیادت، عبودیت و وزارت آنها را در همه رفتارهای فردی و اجتماعی آنها در نظر داشته و مطابق با آن برنامه ریزی و برخورد کنند.

منبع: خبرآنلاین (صحبت های حجت‌الاسلام والمسلمین حمید مشهدی آقایی)

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر